من از آبرو، آرامش و فهم " همه ي مردم ايران" طرفداري ميكنم!
قضاوت درباب اینکه انتخابات سالم بوده یا نه در شان من و یا باقی دوستانم نبوده و نیست و آنچه این همه هر دو طرف بدان معتقدند تنها یک گمان است و نه بیشتر
اما حرف من این است که چرا طرفداران آقاي موسوي اگر فقط از تقلب نگران بودند فرش قرمز براي دشمن را با "اين رفتار خود "پهن كردند...چه شد؟ چرا تمام امتحانات دانشگاهها عقب افتاد؟ مگر چه اتفاقي افتاد جز يك ادعا ؟ اگر طرفداران اقاي موسوي آشوب طلب نيستند پس برخي دوستان من چرا در دانشگاه به جان دوستانشان افتادند ، توهين كردند ، تحصن كردند و شعار دادندو.....
بالاخره هر آدمي يك چيزي را قبول دارد ! يا قانون را،يا دين را...يا شوراي نگهبان را ، يا حرف امام (ره) را كه گفتند "نميشود كه هر كس از هر جا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،من قانون اساسي را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رييس جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم ! " يا حتي وجدان جمعي و مصلحت اجتما عي را!هر كدام از اينها را قبول داشته باشيم ،به خدا به اين بلوا نميرسيم!مگر اينكه ...
نارسيست هاي پايتخت چرا فكر ميكنند آنقدردرست ميگويند كه بين 40 میليون صالح ابراز نظر، امكان ندارد عده ي كثيري مخالف آنها باشند؟ اين خود قبولي از كجا آمد؟ چرا "كشور " اين دموكراسي را پذيرفته اما عده اي نميتوانند واقعيت را هضم كنند؟ از اين" مدعيان انديشه" بعيد نيست؟ كه ۱۰ میليون راي را تقلب اعلام ميكنند آن هم با اين رفتار ؟! ۱۰ میلیون ۳۰۰۰ یا ۴۰۰۰ یا حتی ۲-۳ میلیون رای نیست!مگر نميشد خيلي ها در دوره ي آقاي خاتمي یا حتی دوره های قبل تر ادعاي تقلب را به همين راحتي مطرح كنند و همه را به هم بريزند آنچنان كه اينها كردند؟ فهميدن اينكه چه سودي در اين آشوب براي كه بود سخت نيست..
آيا اين نپذيرفتن راي ملت، ديكتاتوري نيست؟ آقاي موسوي! اينكه همه بايد به شما راي داده باشند و لا غير ،اين ديكتاتوري و نفهميدن آزادي انديشه نيست؟ که حتی نمی خواهید احتمالش را بپذیرید؟
مگر آقاي موسوي به رهبر نامه نداد؟مگر ملاقات نكرد؟ مگر اعتراضش را به شوراي نگهبان نداد؟ پس چرا باز در خيابان ولي عصر ديديمشان؟ چرا ايشان اگر واقعا اغتشاش دوست ندارند، آنچنان كه در بيانيه هايشان گفتند، ساكت نماندند تا پاسخ شوراي نگهبان را (البته اگر مرجعي را قبول داشته باشند!) بگيرند؟ ، چرا ديروز خانم فايزه هاشمي، بر خلاف دستور رهبر به آرامش و طي مراحل قانوني، مردم را آنگونه در خيابان رهبري و تهييج به ادامه ي راهپيمايي ها و اعتراضات اين گونه ميكردند به این امید که رایشان زنده شود؟ اصلا حق با آقای موسوی، این راه و رفتار چه منطقی داشت؟
دلم براي احترامي كه براي آقاي موسوي و منطق ايشان قائل بودم مي سوزد..كسي كه تا قبل از 22 خرداد هر كه بود،هر چه بود، براي من اگر در تصوير رياست جمهوري نمي نشست، در عوض مردي با ايمان و ايران دوست ،آرام و منطقي بود كه گفت ادب مرد به ز دولت او و باز به گفته ي خودش براي مردم آمد ..
..اما امروز با رفتارش مرا از اشتباه بزرگي بيرون آورد..
متشكرم آقاي موسوي!
پ.ن۱: حتما به این نکته توجه شود که تمام صحبت درباره ی رفتار هاست نه قضاوت اینکه چه کسی راست میگوید و چه کسی نه
پ.ن۲: دلم گرفته از این بد اخلاقی ها ...

